| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
گفتگو با پرويز پرستويي
|+| نوشته شده توسط سحر در Fri 20 May 2005 و ساعت 23:58 |
|+| نوشته شده توسط سحر در Tue 17 May 2005 و ساعت 19:43 |
عزت ا.. انتظامی : جایی برای زندگی فیلمی کامل ، تاثیرگذار و حرفه ای است
وقتی فیلم نامه "جایی برای زندگی " توسط بزرگ نیا به من پیشنهاد شد ، بعد ازمطالعه آن متوجه شدم با اثری کامل ، تاثیرگذار ، حرفه ای که حق مطلب را درمورد جنگ ادا می کند روبه رو هستم . عزت ا.. انتظامی بازیگر سینما در گفت وگو با مهر ضمن بیان این مطلب در مورد بازی در فیلم " جایی برای زندگی " به کارگردانی محمد بزرگ نیا گفت : مدتها تمایل داشتم درفیلمی جنگی ومربوط به دفاع مقدس حضور داشته باشم ولی متاسفانه فیلم نامه های که دراین خصوص به من پیشنهاد می شد ، هیچکدام آثار خوب وکاملی نبودند . صرفا بازی دریک فیلم جنگی مدنظرم نبود ، بلکه ارائه نقشی ماندگار وارزشمند هدف اصلیم تلقی می شد.
|+| نوشته شده توسط سحر در Sat 14 May 2005 و ساعت 16:6 |
اخبار سینمایی
(چهارشنبه سوري) تمام شد چهارشنبه شب گذشته، هديه تهراني جلويدوربين رفت تا آخرين پلانهاي فيلم (چهارشنبهسوري) به كارگرداني اصغر فرهادي گرفته شودوفيلمبرداري اين فيلم به پايان رسد.
اسكندري در شوريده بازيميكند
فولادوند در گاهي واقعي بازي ميكند
«گاهي واقعي» داستان سرگشتگي انسانها راروايت ميكند، انسانهايي كه براي يافتن هويتاصلي خود به كشور برميگردند. نويسنده وكارگردان گاهي واقعي، برعهده «رامين لباسچي»است. تهيه كننده اين فيلم «داريوش بابائيان»(شكوفا فيلم) است كه البته منطقهي آزاد چاهبهاربا تهيه كنندگان اين فيلم همكاري كردهاند، دراين فيلم آهو خردمند، حديث فولادوند، منيژهمحامدي، مهتاج نجومي، فرشاد خدايي، اميرزارع و همچنين چند بازيگر كانادايي به نامهاي«كرگ وروني» و «تيم روزان» ايفاي نقشميكنند.
تدوين شبانه به پايان رسيد
شبانه اولين فيلم بلند سينمايي «احمد بنكدار»و «كيوان علي محمدي» است كه تدوين آن بهپايان رسيد. گفتني است كه تصويربرداري شبانه از 21خرداد تا 21 مرداد 83 در 53 جلسه انجامشده بود.
|+| نوشته شده توسط سحر در Sat 14 May 2005 و ساعت 16:2 |
اخبار سينمايی
رضا کيانيان در آفتاب پرست ![]() بازى رضا كيانيان در فيلم آفتاب پرست به كارگردانى فرزاد موتمن قطعى شده است. به گزارش خبرنگار ما اين فيلم كه به تهيه كنندگى محمدرضا تخت كشيان توليد مى شود يك تريلر اجتماعى است كه شادمهر راستين فيلمنامه آن را نوشته است. دستيار اول و برنامه ريز مانفرد اسماعيلى است. اين فيلم هم اكنون در مرحله پيش توليد و انتخاب لوكيشن است. بیژن بیرنگ یک فیلمنامه جدید کمدی جلوی دوربین می برد ![]() بیژن بیرنگ در نظر دارد پس از اتمام تولید فیلم سینمایی " از عشق مردن " یک فیلمنامه جدید کمدی را جلوی دوربین ببرد.بیژن بیرنگ، کارگردان سینما و تلویزیون درباره آخرین فعالیت های هنری خود ضمن اعلام این خبر به خبرنگار "مهر" گفت: من اکنون مشغول حک و اصلاح نهایی یک فیلمنامه سینمایی هستم که از مضمونی کمدی و اجتماعی برخوردار است و در نظر دارم این فیلم را پس از اتمام فیلم سینمایی " از عشق مردن " جلوی دوربین ببرم. البته نام این فیلمنامه جدید را نمی توانم بگویم. زیرا تمامی قصه در نام آن نهفته است و با گفتن نام اثر قصه لو می رود. وی درباره آخرین فعالیت هایش در خصوص تولید فیلم " از عشق مردن " توضیح داد: این فیلم در حال حاضر مراحل پیش تولید را سپری می کند و در صورتی که شرایط لازم برای تولید فیلم مهیا شود، در نظر داریم این اثر را تا مرداد ماه امسال جلوی دوربین ببریم. قصه این فیلم در مورد عشق دو زوج است که سفری به برخی از شهرهای کشور می کنند. به همین خاطر لوکیشن این فیلم در تهران و چند شهر دیگر کشور قرار دارد. هنوز با هیچ یک از بازیگران قرارداد نبسته ایم.اما در نظر داریم تا از حضور هدیه تهرانی و نیکی کریمی در تولید این فیلم استفاده کنیم. بیرنگ درباره روند تولید " خواننده پاپ " اظهار داشت: این فیلم هنوز به جای خاصی نرسیده است و ما در صدد یافتن سرمایه گذار برای تامین هزینه های تولید این فیلم هستیم. البته مذاکراتی در این زمینه شده است. اما هنوز به نتیجه قطعی دست پیدا نکرده ایم. پرویز پرستویی: عذرخواهی می کنم پرویز پرستویی گفت: منظور من از آموزشگاههای کلاهبردار، آنهایی بود که خود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم جلویشان را گرفته و مجوزشان را باطل کرده است. این هنرمند و بازیگر سینما و تئاتر کشور طی تماسی با ایسنا، در خصوص سخنان هفته گذشته خود در شیراز که راجع به آموزشگاههای بازیگری بود گفت: من شنیدهام بعضی از دوستانم از حرفهای من که متاسفانه در برخی جاها منظورم اشتباه منتقل شده است مکدر شدهاند در حالیکه هدف من آنها نبودهاند . وی افزود: میبینم جایی من را به اسم استاد یک آموزشگاه نام بردهاند و وقتی با آنجا به عنوان یک علاقمند بازیگری تماس میگیرم و راجعبه حضور پرویز پرستویی میپرسم میگویند ایشان هستند منتهی چون دستمزدشان زیاد است و هر دفعه که به اینجا میآیند 50 هزار تومان میگیرند فقط ماهی یکدفعه ایشان را میآوریم!. پرستویی با اشاره به نمونه دیگری به ایسنا گفت: آموزشگاهی در یکی از شهرها من را به عنوان مهمان برای جشن فارغالتحصیلی هنرجویانش دعوت میکند و من هم با توجه به اراداتی که به این هنرجوها دارم وقت میگذارم و به آنجا میروم و میبینم بنده را در کلاسهایشان به عنوان استادیار آن آموزشگاه معرفی کردهاند!. در واقع منظور من از کلاهبرداری، اینها بوده اند. این هنرمند مطرح کشور و بازیگر فیلمهایی چون آژانس شیشه ای، مارمولک، لیلی با من است، موج مرده و ... تصریح کرد: در همین حال افرادی چون استاد بیژن محتشم، استاد سمندریان، جلال معیریان، امین تارخ، سیامک شایقی، علی ژکان، اصغر محبی و... در این عرصه هستند که واقعا جایگاه خاصی برای خودشان دارند و هیچ وقت جرات و جسارت این را ندارم که این افراد را کلاهبردار خطاب کنم. اینها همگی از اساتید و دوستان من هستند و اگر از من ناراحت شدهاند از آنها عذرخواهی میکنم. پرستویی تاکید کرد: اینها آدمهایی هستند که قصد خدمت دارند و در عین حالیکه بعضیهایشان متضرر هم میشوند اما پا برجا ماندهاند و تجریبات خودشان را میان جوانها تقسیم میکنند. وی در پایان صحبتهای خود باز تاکید کرد: منظور من از کلاهبردار ،آن آموزشگاههای بازیگری بود که حتی در آنجا فسق و فجور هم جدا از کلاهبرداری اتفاق افتاده و مجوزشان نیز از سوی وزارت ارشاد باطل شده است. |+| نوشته شده توسط سحر در Thu 12 May 2005 و ساعت 16:37 |
امروز براتون مصاحبه محمدرضا فروتن رو ميذارم.
اميدوارم خوشتون بياد ![]() گفتوگو با محمدرضا فروتن نان عشق .امسال برای تو هم زود گذشت؟ آره... مخصوصاً از ازدواجم به اين طرف خيلی زود گذشت. .به نظر میرسد بعد از يك دوره طولانی كم كاری، امسال سال پر كاری داشتی، نه؟ تقريباً. سه تا كار كردم كه دو تايش خيلی خوب بود. يكی كار عليرضا داوودنژاد بود كه خيلی خيلی خيلی از آن راضی بودم و بعدی هم نقش احمد شاه بود در فيلمی كه آقای شهنواز كارگردانی كرد. .بازیات در نقش احمد شاه كمی غافلگيركننده بود. برای آن نقش مجبور شدم حسابی چاق كنم. تازه زير لباسهايم كلی چيز اضافه میكردند تا مرا به آن نقش نزديكتر كنند، ولی بيشتر قصد داشتم خصوصيات اخلاقی احمد شاه را به نقش اضافه كنم. .بازی در يك نقش تاريخی برای تو كه هميشه نقشهای معاصر را بازی كردهای، سخت نبود؟ راستش را بخواهی آسان شده بود. چون هميشه حسرت بازی در چنين نقشهايی را داشتم. .ولی هيچوقت فكر نمیكردی اين نقش تاريخی احمد شاه باشد. نه... هيچ وقت. بيشتر دوست داشتم سلمان فارسی را بازی كنم. .ناپلئون بناپارت را چطور؟ آره بازی در نقش ناپلئون خيلی وسوسهبرانگيز است، ولی حيف كه اينجا هيچوقت بازی در چنين نقشی امكانپذير نيست. خدا را چه ديدی، يك وقت میبينی يك كارگردان خارجی ازت دعوت كرد! من از اين شانسها ندارم. .ولی اگر اين اتفاق بيفتد چه كار میكنی؟ با كله میروی يا بازهم میگويی میخواهم فيلمنامه را بخوانم! بستگی دارد كارگردانش كی باشد. به هرحال آنها هم كارگردان خوب و بد دارند صرف خارجی بودن كه مهم نيست. .مثلاً ديويد لينچ اگر برايت فكس بفرستد كه پاشو بيا، میروی؟ سلامتی باشد... بگذار به اين حرفها فكر نكنيم .چرا فكر نكنيم؟ مطمئنم اگر اسكورسيزی پيشنهاد بدهد، بلافاصله میروی. خب اينها غولهای سينما هستند. شايد من هم مثل خيلی ديگر از بازيگران سينما در روياهايم بازی در فيلم اين آدمها را ببينم، ولی اين فقط روياست. درواقعيت، همين جايی هم كه ايستادهام از سرم زياد است. با همين هم كه هستم ارضای روحی میشوم، البته كار كردن با آنها آن طرف معادله را تغيير میدهد. يعنی ممكن است بيشتر ديده شوی و بيشتر بياموزی. .اگر يك بازيگر درجه سه بودی، روزی بيست هزار تومان حقوق میگرفتی؛ هيچكس تو را نمیشناخت و... بازهم ارضای روحی میشدی؟ آره كار بازيگری جداً لذتبخش است. اگر روزی بيست هزار تومان میگرفتم، ولی كارم مورد توجه قرار میگرفت؛ بازهم برايم ارضاكننده بود، ولی صرفاً اگر قرار بود كار كنم و ديده نشود، ترجيح میدادم توی اتاق جلوی آيينه برای خودم بازی كنم. بازيگری دنيای غريبی دارد، اينكه ديده شوی واقعاً لذتبخش است. تو وقت بازی حس و حالی پيدا كنی و بعد اين حس و حالت در عرض دو ساعت به هزاران نفر منتقل شود. .در آن شرايط كه بازيگر درجه سه بودی، هيچوقت ممكن نبود به آدمی مثل محمدرضا فروتن حسادت كنی؟ اين حرف گوته هميشه توی ذهنم است كه میگويد: صحنه بايد جای كسانی باشد كه لياقت دارند. من احساس میكنم آدمهای خيلی زيادی دور و برمان داريم كه استعداد بازيگری فراوانی دارند، اما هيچوقت شرايط برای آنها فراهم نشده. من خوشحالم كه اين شرايط برايم فراهم شد. نمیتوانم جواب سؤالت را به درستی بدهم. فكر نمیكنم شرايط من هم خيلی حسادتبرانگيز باشد. .خودت شرايط را برای ديده شدن ديگران فراهم میكنی؟ حتماً... واقعاً اين كار را میكنم. يعنی اگر كسی را ببينم كه واقعاً اين كاره است، حتماً هر كمكی از دستم بربيايد به او میكنم تا ديده شود. راز خوب بودن در اين است كه بتوانی خوبهای ديگر را هم ببينی. هنرمند خوب، هنرمندی است كه نودونه درصد قسمت وجودش انسان خوب باشد و يك قسمتش هنرمند خوب. به هر جهت مهم اين است كه يك هنرمند بتواند مخاطبش را به زيارت درونش ببرد. .و به نظرت راز هنرمند بودن اين است؟ آره و البته به شرطی كه كار هنر را با باور و اعتقادات انجام دهی. .تو كه راز بازيگریات را كشف كردهای، آيا راز زندگیات را هم توانستهای كشف كنی؟ من فكر میكنم هنر زندگی كردن سختترين هنر دنياست. رازش هم در همين است. وقتی در شرايط سخت قرار میگيری و واكنشهای غيرقابل پيشبينی انجام میدهی، بخشی از هنرت را عرضه میكنی. حالا ممكن است خوب بازی كنی، ممكن است بد. من خوشحالم كه وقتی در چنين شرايطی، بد عمل میكنم بلافاصله پشيمان میشوم. به قول كيميايی كه در يكی از ديالوگهايش میگفت: من وقتی گريه میكنم، حس میكنم هنوز زندهام؛ من هم وقتی از عكسالعمل خودم متأسف میشوم، خدا را شكر میكنم كه هنوز از انسانيت آنقدرها فاصله نگرفتهام. بالاخره تو گاهی توی اوجی گاهی میافتی پايين. اينكه توی چه شرايطی باشی، خيلی تعيينكننده است. مرز ميان دزد و پليس شدن خيلی كمرنگ است. .وقتی در كارت در اوجی، توی خودت هم در اوجی؟ وقتی در كارم در اوج هستم، حظ میبرم. اين را معمولاً كسی نمیگويد، ولی من اعتراف میكنم. وقتی در اوجم حظ میبرم. وقتی بدانم لحظهای را خوب بازی كردهام، حالم خوب میشود. .حتی اگر آن بازی در كليت فيلم بد شود... آره... حتی اگر حاصلش خدای نكرده بد شود، باز هم حظ میبرم. .مترت چيست كه میفهمی لحظهای را خوب بازی كردهای يا نه؟ نمیدانممتر بيرونی ندارد. حسی در درون تو میگويد به آن چيزی كه میخواستهای رسيدهای. .پيش آمده كه اين حس درونی با آنچه كارگردان میخواهد يكی نباشد؟ خوشبختانه با بيشتر كارگردانهايی كه كار كردهام به حس مشتركی رسيدهام. مثل بنیاعتماد، پوراحمد، داوودنژاد، درويش و... يعنی در تبادلنظر به يك ايدهی مشترك میرسيدهايم. البته اوايل كارم مواردی پيش آمد كه خودم فكر میكردم درست بازی كردهام، اما كارگردان میگفت اين حس موردنظرش نيست؛ و من مدام شك میكردم كه به حسم اعتماد كنم يا به نظر او. بعدها متوجه شدم كه بايد به حس درونیام بيشتر اعتماد كنم. ولی هيچوقت هدايت كارگردانهای تأثيرگذار را فراموش نكردهام. .زياد شك میكنی؟ آره. علت دارد. چون واقعاً در كارم آدم كمالگرايی هستم. دوست دارم وقت فيلمبرداری برداشتهای بيشتری بگيرند تا حاصل آن چيزی بشود كه واقعاً راضیام كند. حتی در پلانهايی كه فقط يك برداشت دارد دوست دارم برداشتها بيشتر شود. .در شروع كار چطور؟ وقتی قرارداد میبندی شك میكنی؟ وقتی با نقش ارتباط برقرار كنم و مثلاً ده روز از شروع فيلمبرداری بگذرد، يواش يواش شك و اضطرابم كم می شود. ولی پيش از آن خيلیخيلی مضطربم. گاهی اوقات آنقدر اضطرابم در كار زياد است، كه اگر كسی از كارنامهام خبر نداشته باشد، اساساً شك میكند كه من يك بازيگر حرفهای هستم. .روزهای اول بازيگریات هم همين طوری بودی؟ آره. آن موقع هم همينطور بود. يادم است سر اولين صحنهی مرسدس قفل شده بودم. از اضطراب شديد حتی يك جمله هم نمیتوانستم بگويم. .كيميايی چه كار كرد؟ كيميايی تنها كسی بود كه در آن شرايط مرا ساپورت كرد. .ديگران مسخرهات نمیكردند؟ مسخره نمیكردند، ولی همه متفقالقول بودند كه من اين كاره نيستم. .كيميايی چه كار كرد كه راحت شدی؟ بهم اعتماد به نفس داد. باورم میكرد! حرفهای خوب میزد كه تو چنينی و چنانی، تا اينكه باورم شد كه میتوانم. اين خيلی مهم است كه كارگردان آنقدر به روحيهی بازيگر نزديك شود كه به راحتی بتواند او را هدايت كنند. البته كارگردانهايی را هم ديدهام كه طوری رفتار كردهاند كه به بازی بازيگر لطمه زده. .اين كار را آگاهانه كرده؟ نه، فكر نمیكنم. چون به هرحال هيچ كارگردانی نمیخواهد كارش ضعيف شود. .ولی ممكن است با خودش فكر كرده باشد، بگذار فلان مخالفت را بكنم تا حال طرف گرفته شود. اگر اين طرز فكر را داشته باشد كه ديگر هيچ. بايد برويم يك كار ديگر بكنيم و سينما را بگذاريم كنار. .تو بدجنس هم هستی؟ گاهی، ولی زود پشيمان میشوم. .بعد چه كار میكنی؟ زود خودم را به صليب میكشم. واقعاً روحيهی بدجنسی را نمیتوانم تحمل كنم. .كسانی هستند كه بخواهی يك روز يك بدجنسی سرشان در بياوری؟ آره، ولی هميشه از اين ترسيدهام كه يك روز توی جريان تلافی كردن و اين كارها قرار بگيرم. اگر توی اين جريان بيفتم خيلی كوچك و حقير شدهام و آن وقت ديگر نمیتوانم جواب خودم را بدهم. .هيچوقت از خودت بدت آمده؟ آره. خيلی وقتها. راستش را بخواهی اغلب وقتها اين اتفاق افتاده. .با خودت قهر هم میكنی؟ قهر؟ نمیتوانم با خودم قهر كنم، ولی با خودم زياد كلنجار میروم. .تو فيلمنامه زياد میخوانی و هميشه يكی دو تا كار كه بهت پيشنهاد شده توی دستت داری. آيا مواردی هم هست كه بدون خواندن فيلمنامه پيشنهاد كارگردانی را بپذيری؟ آره. واقعاً برايم مهم نيست كه مثلاً وقتی قرار است با مهرجويی كار كنم، فيلمنامهاش را بخوانم. آنقدر شيفتهی كار كردن با او هستم كه بدون هيچ شرطی قبول میكنم، يا خيلی بزرگان ديگر. مثلاً اگر يك روز تقوايی بخواهد فيلم بسازد؛ با كمال ميل هر نقشی را قبول میكنم. .مثلاً اگر تقوايی از تو بخواهد در يك فيلم سينمايی يك نقش كوتاه دو دقيقهای بازی كنی، اين كار را میكنی؟ تقوايی اگر بگويد قبول میكنم. .راستش را بگو، محمدرضا! قبول میكنی؟ آره، قبول میكنم. .ببين! اين حرف تو ثبت میشودها: پس فردا زيرش نزنی. نه بابا... دروغ كه نمیگويم بهت. اگر تقوايی بگويد، میروم. .حتی اگر حاصلش فيلم بدی شود؟ آره... چون دارم برای دلم میروم. اين ارزش دارد. تقوايی اگر فيلم بد هم بسازد، بازهم امضای تقوايی را دارد. .حتی پيشنهاد مخملباف را هم قبول میكنی. حتماً... حتماً... حتماً... .كيارستمی چطور؟ شك نكن! حتماً قبول میكنم. .اينكه تو فقط در كارهای كارگردانان خوب بازی كردهای، خوششانسی است يا بدشانسی؟ خوششانسی! چرا بدشانسی باشد؟ .بدشانسی به لحاظ حرفهای. چون معمولاً دستمزد بازيگران در فيلم كارگردانهای خوب كمتر است و از طرفی ديگر نمیتوانی دست از پا خطا كنی. درحالی كه گاهی يك بازيگر نياز پيدا میكند به خاطر زندگی در يك كار متوسط يا حتی بد هم بازی كند. آره، حق داری. اين يك اضطراب هميشگی را برايم به وجود میآورد، ولی واقعاً هر كاری را قبول كردهام پشتوانهاش عشق و علاقه بوده است. البته فيلم متوسط هم داشتهام و حتماً بعد از اين هم خواهم داشت؛ اما اميدوارم اين فيلمهای متوسط هم همسو با ديگر فيلمها باشد. .به لحاظ مالی چطور، ضرر نمیكنی؟ با اين مسأله هميشه روبهرو بودهام. يعنی برای اينكه در كار يك كارگردان خوب بازی كنم، از بخشی از دستمزدم چشمپوشی كردهام. ولی جای يك گله هم گاهی هست. من بازيگری نبودهام كه توی هر كاری بازی كنم. انتظار دارم كارگردانی كه قرار است با او كار كنم اين را درك كند و با من براساس اين، رفتار كند. من قيد پول را هميشه زدهام، ولی دوست ندارم كارم خرج اسم ديگران شود؛ با اين حال از همه دستمزدهايی كه گرفتهام راضی بودهام. من نان عشقم را خوردهام. .فيلمنامهی بد زياد میخوانی؟ آره، ولی يك نكتهی خوشحالكننده را هم بگويم و آن اينكه امسال خيلی از كارگردانهايی را كه قبلاً فيلمهای بد ساخته بودند، ديدم كه فيلمنامههای خوب داشتند. فيلمنامههايی كه جنبههای هنری بيشتری دارد، ولی خب فيلمنامههای بد هم زياد خواندهام. .امسال چند تا كار خواندهای؟ زياد بود. ولی نمیخواهم رقمش را بگويم، چون ممكن است به حساب غرورم گذاشته شود. .اين كاسكويت چقدر سر و صدا میكند. هر وقت میبيند كسی پشت اين ميز مینشيند و اين دسته را روشن میكنيم، انگار خوشحال میشود. شروع میكند به سر و صدا. شايد هم حسودیاش میشود كه دو نفر كنار هم نشستهاند و گپ میزنند. هميشه برايم عجيب است كه اين جوان چقدر با احساس است. .به اين احساس فكر میكنی؟ هميشه اين سؤال برايم مطرح است كه اين حيوان چطور اينقدر میفهمد؟ هوش عجيبی دارد و احساس نابی كه آدم را به تعجب وامیدارد. .حبس كردن اين همه هوش و احساس در يك قفس كوچك چه فايدهای دارد؟ اينها پرندههای قفسی هستند... .كه لابد عادت دارن به بیكسی! آره ]میخندد[ عادت دارن به بیكسی! .امسال كه میآيد، دوست داری چه كار كنی؟ دوست دارم با ]...[ كار كنم. نه... نه... اين را ننويس. .چرا ريش گذاشتهای؟ به خاطر فيلم همايون اسعديان است. .قرار است يك دانيال ديگر باشی؟ نه. نقش دانشجويی را دارم كه برای تجربه زندگی ديگران، تغيير قيافه میدهد. .در ملاقات با طوطی چه نقشی داشتی؟ نقش يك زندانی محكوم به اعدام كه همسرش او را فراری میدهد. .چقدر خوب كه نقشهای امسالت شبيه هم نيست. آره، از اين نظر خيلی خوشحالم. .دوست داری نقش بعدی، چه نقشی باشد؟ دوست دارم نقش آدمی را بازی كنم كه در يك شرايط خيلیخيلی دشوار قرار گرفته ولی نااميد نمیشود و سرانجام اميد او را نجات میدهد. .پس بد نيست نقش ژان والژان را بازی كنی. راست میگويی. او را هم ايمان و اميد نجات داد. .تو را چی؟ ايمان و اميد هيچ وقت نجاتت دادهاند؟ هميشه. هميشه مديون ايمان و اميد بودهام. .فاميلتان هستند؟! كی؟ .ايمان و اميد... نه، دو تا از دوستان صميمیام هستند!! |+| نوشته شده توسط سحر در Thu 12 May 2005 و ساعت 16:37 |
اخبار سينمايی
حامد بهداد در رقص با ماه
حميدگودرزی در ماتادور، بازی میكند
به نام پدر كليد خورد
|
||||||||||

اولين فيلم سينمايی «رامبد جوان» به نام«اسپاگتی در 8 دقيقه» آماده اكران است.شنيدهها حاكی از اين است كه اين فيلم درتابستان 84 اكران خواهد شد. در اين فيلم آتيلاپيسيانی، سارا خوئينیها، افسانه چهره آزاد،حسين محب اهری، محسن قاضی مرادی و رامبدجوان نقشهای اصلی را ايفا میكنند. از رامبدجوان در گذشته به جز بازيگری، كارگردانی چندمجموعه تلويزيونی را ديده بوديم و او اين باربرای اولين بار يك پروژه سينمايی را مقابلدوربين برد. داستان فيلم در رابطه با دو همسايهاست كه تصادفا به يك سند ازدواج كه مربوط به600 سال پيش میباشد برخورد میكنند واتفاقاتی در اين بين میافتد...
كه تماشای آن خالی از لطف نيست.

هووی داوودنژاد
تدوين «هوو» آخرين ساخته عليرضا داوودنژاد كه اواخر سال۸۳ فيلمبردارى آن به پايان رسيد، توسط مصطفى خرقه پوش در «عروج فيلم» آغاز شد. اين فيلم درباره كشمكش بين دو وضعيت متناقض و پرداختن به روزمرگى هاى وقايع است كه در آن رضا عطاران، محمدرضا داودنژاد، رضا داودنژاد، على صادقى، رعنا آزادى، سپيده اعلايى و مريم كاويانى به ايفاى نقش مى پردازند. با اتمام مراحل فنى «هوو»، اين فيلم براى دريافت پروانه نمايش عمومى به اداره كل نظارت و ارزشيابى ارائه خواهد شد. «عليرضا داودنژاد» كارگردان و تهيه كننده سينما همچنين سال گذشته توليد فيلم سينمايى «هشت پا» را به پايان برد و هم اكنون در انتظار نمايش اين فيلم است.اين كارگردان سينما فيلم هاى:«نياز»، «مصائب شيرين»، «عاشقانه»، «ملاقات با طوطى» را در كارنامه هنرى خود دارد. ...
نظر يادتون نره 

«تقاطع» نام تازهترين اثر ابوالحسن داودیاست، در تقاطع يازده بازيگر ايفای نقش میكنند،فاطمه معتمدآريا، بهرام رادان، بيژن امكانيان،سروش صحت، رضا كيانيان، بهاره رهنما، صغریعبيسی، باران كوثری، خاطره اسدی، محسنقاضی زاده و عليرضا حسينزاده كه ايفای نقشمیكنند... از بهرام رادان آخرين فيلمی كه درسينما ديديم، سربازان جمعه بود، همچنين بارانكوثری در آخرين فيلمی كه بازی كرده بود،خوابگاه دختران بود، گفتنی است بيژن امكانيانپس از مدتها به بازی در فيلمهای سينمايیپرداخته است، درست مانند فاطمه معتمد آريا كهمدتها بود از وی فيلمی به اكران در نيامده بود...
مريلا زارعی كه به تازگی فيلم مجردها رابرروی پرده سينماها داشت، قرار است با علیمصفا و حسن پورشيرازی همبازی شود... وی قراراست در تازهترين اثر محمدعلی نجفی ايفاینقش كند...
اين فيلم كه نامش «دره زاگرس» است داستانتلاش يك سری مهندس و متخصص را روايتمیكند كه برای راه اندازی و افتتاح سدی به نامكارون تلاش میكنند. گفتنی است تصويربرداریبخشهای مستند اين فيلم در دره زاگرس صورتگرفته است كه مربوط به افتتاح آن میباشد.
شبح به كارگردانی «بهرام بهراميان» قرار استبه زودی در دوبی جلوی دوربين برود. سناريویاين پروژه را حسن انصاريان نوشته و قرار است درآن مهناز افشار، حسام نواب صفوی، امين زندگانیو شيلا خداداد به ايفای نقش بپردازند... گفتنیاست چند وقت پيش آلبوم جديد «بهنامصفاريان» با آهنگسازی برادرش «بهروزصفاريان» در دوبی ضبط شد و حالا قرار استپروژه سينمايی «شبح» هم در دوبی كليد بخورد.
به وبلاگ عشق فيلم خوش آمديد.
منتظر اخبار و عکسای سينمايی باشيد

| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |