تبليغاتX
عشق سینما
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
نسل جادویی
                               «نسل جادويي» قصه ندارد

images/20060913/00000.jpg
 

از کنار فيلم هاي ايرج کريمي نمي توان به سادگي گذشت ، شخصيت هاي فيلمهاي کريمي معمولا سرگردان هستند و انگار گم گشته اي دارند که مدام در پي يافتن او هستند.
البته اين سرگشتگي را در خود شخصيت کريمي نيز مي توان ديد، آدمهاي او گاهي در جاده ها دنبال گمشده خود هستند و گاهي در ميان خطوط تلفن آن را مي جويند و گاه هم آن را در باغهاي کندلوس پيگيري مي کنند و اکنون کريمي با «نسل جادويي» همراه شده است تا رازهاي اين نسل را جستجو کند. نسل جادويي ، چهارمين فيلم ايرج کريمي است. هديه تهراني ، رامبد جوان ، نگار جواهريان ، باران کوثري و کوروش تهامي بازيگران اصلي اين فيلم هستند. يک روز با کريمي و گروه سازنده اين فيلم همراه شديم تا شايد راز نسل جادويي را دريابيم. برخلاف گذشته ، اين بار ايرج کريمي را بدون گشت و گذار در جاده هاي دور، در تهران در کافه اي به نام کافه نادري پيدا مي کنيم. کافه اي که به نظر مي رسد دوران نوجواني و جواني فيلمساز در آن گذشته است. البته ناگفته نماند که کافه نادري براي بسياري از هنرمندان و نويسندگان محل امني براي خلق آثار هنري ، ادبي و سينمايي بوده و هست.
در يکي از روزهاي کم تردد و تعطيل تهران به کافه نادري رفتم ، در راه به «نسل جادويي» فکر مي کردم و به اتفاقاتي که شايد پشت درهاي بسته و کرکره هاي پايين مغازه ها رخ مي داد. به اين مي انديشيدم که واژه نسل جادويي عجب واژه رمزآلودي است. در همين حال و هوا بودم که خطي ناخوانا درست روبه روي کافه نادري توجه ام را جلب کرد. «کافه نادري تعطيل است و امروز سرويس دهي ندارد. لطفا وارد نشويد.» از دور سرک کشيدم و بهم ريختگي صحنه را با کلي آدم که در کافه نشسته بودند ديدم. خوشحال شدم چون بعد از قدم زدن در خيابان خلوت جمهوري و ديدن درهاي بسته و کشف رمز نسل جادويي بالاخره دري نيمه باز با آدمهاي فراوان که تقريبا کافه را پر کرده بودند مواجه شدم.» وارد که شدم ، علت شلوغي کافه نادري را فهميدم. گروه تازه ناهار خورده بودند و عوامل صحنه مشغول آماده کردن صحنه بودند. ايرج کريمي را ديدم. او در حالي که به دقت به حرفهاي محمود کلاري ، فيلمبردار نسل جادويي گوش مي داد، اطراف را نگاه و کل صحنه را با حرفهاي کلاري ورانداز مي کرد و به دنبال آن نظر خود را مي گفت. گمان مي کنم اين دقت نظر ايرج کريمي از خصوصيات شخصيتي او باشد. چراکه کريمي از آن دسته از کارگردان هايي است که به حرف عوامل در جهت پيشبرد کار خوب گوش مي دهد و برآيندي از کل نظرهاي عوامل کارش را با آنچه در ذهنش مي گذرد اجرا مي کند.
نمونه واضح اين نوع برخورد را در پيشنهاد نگار جواهريان به کريمي ديدم. هنوز گفتگو را با اين کارگردان آغاز نکرده بودم که جواهريان درباره ديالوگ هاي فروغ نظر تازه اي داد که کريمي با کمي اما و اگر آن را تغيير داد و هنگام فيلمبرداري همان سکانس بخوبي ديدم که دست بازيگر براي رو کردن تمام احساس اش نسبت به آن سکانس خاص باز است. که به نظر مي رسد چنين برخوردي از سوي کريمي تا اندازه اي به منتقد بودنش و حفظ روحيه نقد هنگام کار برمي گردد چون منتقد هميشه گوش شنوا دارد؛ حالا فکر کنيد اين منتقد کارگردان هم باشد. نگاهي به فضاي شلوغ رستوران کافه نادري انداختم. کافه اي با ميزهاي قهوه اي سوخته با فضايي که بوي خاطره مي داد ؛ هنوز صحنه آماده نشده بود و گروه صحنه مشغول جابه جايي ميزها و ساخت فضاي گفتگوي فروغ (نگار جواهريان) با پسر جوان (کوروش تهامي) بودند. در فرصت کوتاه چيدن صحنه ، کريمي و نسل جادويي همراه شدم و در ابتدا از او خواستم داستان تازه ترين فيلمش را پيش از باغهاي کندلوس بگويد. کريمي پس از تاملي کوتاه در حالي که دنبال جواب مناسب مي گشت ، گفت: نسل جادويي قصه ندارد و در حالي که مي خنديد، ادامه داد: اصلا مي توانيد همين را بنويسيد: نسل جادويي روايت يک داستان نيست ، چون داستان ندارد. اين فيلم هم مثل بقيه فيلمها بيان کننده گوشه اي از آن چيزي است که در ذهنم مي گذرد. گروه مختلفي از کاراکتر با شخصيت پردازي هايي که نمود عيني در جامعه دارد که به تناوب آنها را دنبال مي کنيم و در نقطه هايي از فيلم مسير روايت هريک از شخصيت ها باهم تلاقي مي کند و از آن پس به شکل موازي پيش مي رود. وقتي صحبت از نسل جادويي مي شود، به نظر مي رسد حرف کريمي درباره نسلي است که جادو شده يا بهترين برش از هم نسلان فيلمساز است يا به نوعي در حال و هواي گذشته به سر مي برد ؛ اما ايرج کريمي معتقد است اين فيلم بدون طرح نوستالژي خاص ، نه درباره گذشته صحبت مي کند نه درباره آينده ؛ نسل جادويي راجع به نسل جوان امروز با همه دغدغه ها و بي انگيزگي هايش حرف مي زند.
ايرج کريمي در ادامه اين نکته را نيز متذکر شد: با وجود اين که نسل جادويي درباره جوان امروز است چينشي از گذشته اي که مال خودم و همنسلانم است به چشم مي خورد و علت اين چينش را هم در خصوصيات نسل خودم مي دانم ؛ چون به هرحال نسل ما جور ديگري به دنيا نگاه مي کند و تمام آرمان ها و اميدهايش با نسل امروز زمين تا آسمان فرق دارد. با اين اوصاف گمان مي کنم که داستان فيلم با وجود اين که داستان نسل امروز است ، بايد در جايي مثل کافي شاپ ها يا پاتوق هاي روشنفکري امروزي فيلمبرداري شود نه در کافه اي مثل کافه نادري که محل خاطره هاي نسلي است که در دوره اي از زمان خوب رشد کردند و از ميان آن نسل آدمهاي سرشناس به جامعه معرفي شدند. کارگردان باغهاي کندلوس در پاسخ به اين نظر به پاتوق هاي مختلف کاراکترهاي نسل جادويي اشاره کرد و گفت: کاراکترهاي اين فيلم پاتوق هاي مختلفي دارند و از جايي که بيشتر اوقات نسل جديد در کافي شاپ مي گذرد ؛ کافه نادري را هم به فراخور کاراکترهايي که قرار است اين سکانس را بازي کنند، انتخاب کرديم.
ضمن اين که من در نسل جادويي به سکون و آرامش نسبي رسيدم. چراکه در فيلمهاي «از کنار هم مي گذريم»، «چند تار مو» و «باغهاي کندلوس» آواره جاده ها بودم ، اما در نسل جادويي از آوارگي درآمدم و تمام لوکيشن ها در دل تهران دود گرفته مي گذرد. در نتيجه اين فيلم تفاوت هاي عيني و ماهوي نسبت به سه کار قبلي ام دارد و فکر مي کنم برخلاف گذشته طيف وسيع تري از مخاطب را در برمي گيرد و از آنجا که موضوعش جوانها هستند بدون هر نوع نصيحت و نسخه تجويز کردن ، گمان مي کنم جوانها را راضي مي کند ولي در نهايت بايد منتظر بود و نظر مخاطب را هنگام اکران فيلم ديد. صحنه آمده شد. نگار جواهريان با گريم دختري بيست و شش يا هفت ساله با لباسي ارغواني رنگ و زيبا وارد مي شود، کوروش تهامي هم با لباسي متفاوت که نشانگر رهايي از روزمرگي هاست به گروه مي پيوندد. انتخاب لباس و نوع رنگها متناسب با شخصيت پردازي هريک از کاراکترها طراحي شده است که به نظر مي رسد هديه تهراني علاوه بر بازي در سينما طراحي لباس و رنگ را با توجه به شناخت هريک از شخصيت ها بخوبي مي داند و قرار است علاوه بر نسل جادويي ، طراح لباس فيلم منيژه حکمت نيز باشد. محمود کلاري اعلام آمادگي مي کند، يدالله نجفي هم سري تکان مي دهد و ايرج کريمي در حالي که به نگار جواهريان گوشزد مي کند که شمرده شمرده ديالوگ هايش را بگويد فرمان حرکت مي دهد.
فروغ: من عاشق علي بودم. البته الان رفته استراليا، اونم تو همون آتليه اي که من هستم کار مي کرد بعد ويزايش درست شد رفت ؛ اگر الان بود، شايد ازدواج کرده بوديم. (پس از کمي مکث به شکلي به نظر مي رسد حرف درستي نزده ، ادامه مي دهد) من بچه که بودم بيشتر وقتم تو تنهايي مي گذشت. آسم داشتم بعد ياد گرفتم که تکون هاي کوچکي به اطرافم بدم.
پسر جوان: هنوز باهاش در تماسي؟
فروغ: خب آره ، يه جورايي ، وقتي خيلي دلم تنگ مي شه ، نامه هاشو مي خونم. تو چي؟ تو هم هنوز دوستش داري؟
پسر جوان: ما هر دومون دانشجو بوديم. مي مردم براش تا اين که اون...(سرش را پايين انداخت و دختر ادامه داد)
فروغ: يه هو ويزاش درست شد رفت. مگه نه؟
پسر جوان: نه زن يکي ديگه شد.
فروغ: همين ديگه ويزايش درست شد.
پسر جوان: زن يه دانشجوي پزشکي شد.
فروغ: پس مريض بود؟
سکانس گفتگوي اين دو جوان تقريبا 4 دقيقه طول کشيد که به گفته جواهريان يکي از سخت ترين و پرديالوگ ترين پلان هاي نسل جادويي است. او که تجربه همکاري با ايرج کريمي را در «چند تار مو» دارد، درباره همکاري مجدد با ايرج کريمي و گروهش مي گويد: اين همکاري هم مثل «چند تار مو» کار خوبي بود و کل داستان و شخصيت فروغ را دوست دارم و اين راحتي را مديون نگاه باز کارگردان هستم ، چراکه معتقدم ايرج کريمي دست بازيگر را بازمي گذارد درواقع از وجود بازيگر براي پرورش کاراکتر در صحنه بسيار استفاده مي کند. نگار جواهريان در ادامه به کاراکتر فروغ اشاره کرد و گفت: فروغ ميانگين سني بين ژاله (هديه تهراني) و دختر جوان تر (باران کوثري) است که حدود 26 سال سن دارد و براي من جا براي کار بسيار دارد. هم فيلمنامه را دوست داشتم و هم ساير کاراکترها و نسل جادويي در دايره المعارف سينماي شخصي ام جاي خاصي دارد. ايرج کريمي در فيلم جديدش از عوامل سازنده فيلمهاي قبلي اش استفاده کرده است.
نگار جواهريان ، شاهرخ فروتنيان و يدالله نجفي صدابردار که همواره در تمام کارهاي کريمي با او بوده ، اما نخستين تجربه کريمي با محمود کلاري يا برعکس است. انصافا کلاري جدا از اين که فيلمبردار نسل جادويي است ، بنا به تجربياتي که دارد به شکلي هدايت کننده گروه هم هست.
از محمود کلاري مي خواهم از نسل جادويي که شايد خود او هم به نوعي در داستان باشد، بگويد. کلاري هم مثل هميشه با خوشرويي و خنده از کار احساس رضايت مي کند و معتقد است کار بخوبي پيش مي رود و فضاي دوستانه پشت صحنه بر کل فيلم هنگامي که روي پرده ظاهر مي شود نيز تاثير خواهد گذاشت.

پریسا ساسانی

منبع: جام جم

|+| نوشته شده توسط سحر در Wed 13 Sep 2006 و ساعت 17:2 | 
دهمین جشن بزرگ سینمای ایران برگزیدگان خود را شناخت

فهرست نفرات برگزيده به شرح زير است:

 تنديس بهترين فيلم: تقاطع به تهيه کنندگي مشترک ناصر شفق و سعيد حاجي ميري

 - تنديس بهترين کارگرداني:اصغر فرهادي براي چهارشنبه سوري

 - تنديس بهترين فيلمنامه : فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي براي تقاطع

 - تنديس بهترين فيلمبرداري : علي محمد قاسمي براي يادداشت بر زمين

- تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد : رضا کيانيان براي يک بوس کوچولو

 - تنديس بهترين بازيگر نقش اول زن : هديه تهراني براي چهارشنبه سوري

 - تنديس بهترين بازيگر نقش مکمل مرد : بيژن امکانيان براي تقاطع

- تنديس بهترين بازيگر نقش مکمل زن : به طور مشترک پانته آ بهرام و ترانه عليدوستي براي چهارشنبه سوري

 - تنديس بهترين تدوين : محمدرضا موئيني براي کافه ستاره

 - تنديس بهترين طراح هنري : امير اثباتي براي تقاطع

 - تنديس بهترين موسيقي متن : احمد پژمان براي يک بوس کوچولو

 - تنديس بهترين صدا گذاري و ميکس :جهانگير ميرشکاري براي جايي در دوردست

 - تنديس بهترين چهره پردازي : مهرداد مير کياني براي يک بوس کوچولو

 - تنديس بهترين جلوه هاي ويژه : محسن روز بهاني براي تقاطع

 - تنديس بهترين فيلم انيميشن : موج هاي گمشده به کارگرداني امير مهران

 - تنديس بهترين فيلم مستند : قانا به تهيه کنندگي محمد رضا عباسيان

 - تنديس بهترين فيلم کوتاه : تلالو به کارگرداني امير توده روستا

 - تنديس بهترين کارگرداني فيلم مستند : محمد شيرواني براي رئيس جمهور ميرقنبر

 - تنديس ويژه هيات داوران : کافه ستاره به تهيه کنندگي مصطفي شايسته اهدا شد

 

|+| نوشته شده توسط سحر در Wed 13 Sep 2006 و ساعت 0:25 | 
نامزد هاي دريافت تنديس جشن خانه سينما اعلام شدند

 

فیلم‌های « تقاطع » به کارگردانی ابوالحسن داودی و « چهارشنبه‌سوری » به کارگردانی اصغر فرهادی هر یک با نامزدی در 10 رشته مختلف از امیدداران اصلی کسب جوایز دهمین جشن سینمای ایران هستند.
با پایان نمایش فیلم‌های متقاضی شرکت در جشن سینمای ایران و خاتمه اولین مرحله شمارش آرا توسط هیات رئیسه آکادمی داوری دهمین دوره مراسم اهداء تندیس خانه سینما، نامزدهای رشته‌های مختلف سینمایی معرفی شدند. فهرست اسامی نامزدها در هر رشته به این شرح است:

نامزدهای بهترین فیلم:
تقاطع (ناصر شفق و سعید حاجی میری)
چهارشنبه سوری (سیدجمال ساداتیان)
عصر جمعه (جهانگیر کوثری)
کافه ستاره (مصطفی شایسته)
میم مثل مادر (منوچهر محمدی)

نامزدهای بهترین کارگردانی:
ابوالحسن داودی برای « تقاطع »
سامان سالور برای « چند کیلو خرما برای مراسم تدفین »
اصغر فرهادی برای « چهارشنبه سوری »
سامان مقدم برای « کافه ستاره »
رسول ملاقلی پور برای « میم مثل مادر »

نامزدهای بهترین فیلمنامه:
« به آهستگی » (پرویز شهبازی)
« تقاطع » (فرید مصطفوی و ابوالحسن داودی)
« چهارشنبه سوری » (اصغر فرهادی و مانی حقیقی)
« چند کیلو خرما برای مراسم تدفین » (سامان سالور)
« عصر جمعه » (فرید مصطفوی)

نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش اول:
پرویز پرستویی (به نام پدر)
خسرو شکیبایی (چه کسی امیر را کشت؟)
حمید فرخ نژاد (چهارشنبه سوری)
محمدرضا فروتن (به آهستگی)
رضا کیانیان (یک بوس کوچولو)

نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش اول:
گلاب آدینه (وقتی همه خواب بودند)
هدیه تهرانی (چهارشنبه سوری)
رویا تیموریان (کافه ستاره)
گلشیفته فراهانی (میم مثل مادر)
رویا نونهالی (عصر جمعه)

نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:
بیژن امکانیان (تقاطع)
حامد بهداد (کافه ستاره)
آتیلا پسیانی (چه کسی امیر را کشت)
حسن پورشیرازی (به آهستگی)
جمشید هاشم‌پور (میم مثل مادر)

نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش مکمل:
پانته آبهرام (چهارشنبه سوری)
سحر دولتشاهی (میم مثل مادر)
الناز شاکردوست (چه کسی امیر را کشت؟)
ترانه علیدوستی (چهارشنبه‌سوری)
مهتاب نصیرپور (به نام پدر)

نامزدهای بهترین فیلمبرداری:
بهرام بدخشانی (تقاطع)
حسین جعفریان (چهارشنبه‌سوری)
محمد داودی (زمستان است)
علیمحمد قاسمی (یادداشت بر زمین)
محمود کلاری (گرگ و میش)

نامزدهای بهترین تدوین:
حسن حسندوست (زمستان است)
بهرام دهقانی (تقاطع)
هایده صفی‌یاری (چهارشنبه‌سوری)
عباس گنجوی (یک بوس کوچولو)
محمدرضا موئینی (کافه ستاره)

نامزدهای بهترین صدابرداری:
حسن زاهدی (چهارشنبه سوری)
محمود سماک‌باشی (میم مثل مادر)
محمد مختاری (تقاطع)
مهران ملکوتی (به نام پدر)
جهانگیر میرشکاری (جایی در دور دست)

نامزدهای بهترین طراح هنری:
امیر اثباتی (تقاطع)
ایرج رامین‌فر (از دوردست)
آیدین ظریف (کافه ستاره)
فرهاد فارسی (یک بوس کوچولو)
فرهاد ویلکیجی (میم مثل مادر)

نامزدهای بهترین موسیقی متن:
احمد پژمان (یک بوس کوچولو)
کامبیز روشن روان (سفر به هیدالو)
آریا عظیمی‌نژاد (میم مثل مادر)
محمدرضا علیقلی (به نام پدر)
محمدرضا علیقلی (تقاطع)

نامزدهای بهترین صداگذاری و میکس:
پرویز آبنار (مکس)
حسین ابوالصدق و جهانگیر میرشکاری (جایی در دوردست)
فریدون خوشابافر (آکواریوم)
فرهاد ارجمندی (تردست)
محمدرضا دلپاک (یک بوس کوچولو)

نامزدهای بهترین چهره‌پردازی:
عبداله اسکندری (شهرآشوب)
مهری شیرازی (کافه ستاره)
محمدرضا قومی (مکس)
محمدرضا قومی (وقتی همه خواب بودند)
مهرداد میرکیانی (یک بوس کوچولو)

نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه:
محسن روزبهانی (تقاطع)
محسن روزبهانی (شبانه)
محسن شاه‌ابراهیمی (زاگرس)
جواد شریفی (به نام پدر)
عباس شوقی (پروانه‌ای در مه)

دهمین جشن سینمای ایران روز سه‌شنبه 21 شهریور همزمان با روز ملی سینما در تالار وحدت برگزار و از برگزیدگان تجلیل می‌شود.

|+| نوشته شده توسط سحر در Sun 10 Sep 2006 و ساعت 0:8 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar