|
تولد 2 سالگی وبلاگ عشق سینما
سلام دوستان خوبم
امروز تولد ۲ سالگی وبلاگ عشق سینماست
از دوستانی که در این ۲ سال لطف داشتن و به وبلاگم سر زدن و نظر دادن ممنونم
امیدوارم که بتونم در این سال جدید هم وبلاگ رو با مطالب جالبتر بروز نگه دارم.
این وبلاگ فقط متعلق به من نیست, بلکه وبلاگ شما عاشقان سینمای ایران هم هست. پس با هم ۲ سالگی وبلاگ عشق سینما رو جشن می گیریم
تولد ۲ سالگی وبلاگ عشق سینما مبارک!

| +| نوشته شده توسط سحر در Fri 20 Apr 2007 و ساعت 16:48 |
سالي كه گذشت؛ و هنرمنداني كه از جمع زمينيان جدا شدند
سلام به همگی
سال نو مبارک! ایشاالله که همگی سال خوبی داشته باشید
در سال پیش هنرمندان بسیار خوبی رو از دست دادیم. هنرمندانی که همیشه یاد و خاطراتشون برای ما زنده میمونه. در این پست مطلبی رو از سایت ایسنا براتون میذارم که درباره هنرمندانی که در سال ۸۵ از میان ما رفتند نوشته شده.
سالي كه گذشت؛ و هنرمنداني كه از جمع زمينيان جدا شدند

نه، میدانم همهاش بهانه است، او جان مرا میخواهد؛ عشق و شفقت هم بهانه است، او حضور مرا میخواهد؛ حضور کامل مرا میخواهد.
صدای آب رودخانه، سبزی درختان، لطف بهار هم بهانه است؛ او حضور مداوم مرا میخواهد؛ ترانه و تصویر همهاش بهانه است، تا جان مرا تا قطره آخر بمکد و بیخویشی در رگهایم جاری کند."
به گزارش ایسنا، گمان کردیم که دیگر تمام شد؛ سال 85 هم با همهی تلخ کامیهایی که در غم مرگ هنرمندان از دسترفته داشتیم تمام شده است. گمان کردیم امسال چون سالهای پیش اگرچه سال پرمرگ و تلخی در هنر بوده، اما پروندهی مرگش در حال بسته شدن است که یکباره خبر مرگ رسول ملاقلیپور شوک دیگری وارد کرد و همه را در حیرت تقدیر مرگ نشاند. سال 85 با مخابرهی خبر درگذشت پیر مجسمههای سنگی ایران آغاز شد و به هجرت صدای ماندگار خسرو شایگان در سینما رسید.
خبر درگذشت استاد علیاکبر صنعتی - پیشکسوت مجسمهسازی ایران – نخستین خبر هجرت سال بود. او 13 فروردین ماه در جان مجسمههایش دمید. این استاد مجسمهساز و چهرهی ماندگار و افتخار فرهنگ و هنر ایرانی، در آستانه 90 سالگی و در شرایطی که بیش از یک سال بود که به عارضه شدید مغزی دچار شده و توان حرکتی و کلامی خود را از دست داده بود و شبانه روز تحت نظر پزشکان قرار داشت، درگذشت. صنعتی و آثارش را بخشی از روند تحول مجسمهسازی معاصر ایران میدانند.
اما معمار پرکاری که وی را به واسطهی کارهایش، مارسل دوشان ایرانش میخواندند، سیدهادی میرمیران، پس از گذران یک هفته بیهوشی، 30 فروردین در بیمارستانی در آلمان درگذشت. این هنرمند معمار و شهرساز که از 16 فروردینماه به آلمان سفر کرده بود تا از ناحیهی ستون فقرات مورد عمل جراحی قرار گیرد، در فرانکفورت درگذشت.
میرمیران مشاور مادر شهر بم - پس از زلزله - بود، تا روزهای آخر طرح توسعه بارگاه شاهچراغ روی میز کارش پهن میشد و بازسازی محوطه ارگ کریمخانی شیراز را در دست کار داشت. او 36 سال زندگی حرفهیی خود را پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه تهران، برای تدریس معماری در دانشگاههای علم و صنعت ایران، شیراز، همدان و تهران و طراحی و اجرای پروژههای صنعتی و معماری صرف کرده بود و بهرغم سالها بیماری، محل زندگیاش را در همان اتاق کارش انتخاب کرده و تا روزهای آخر حیاتش به مدیرت اجرایی و طراحی معماری و شهرسازی مشغول بود.
ازجمله فعالیتهای او، به ارایهی طرحهایی چون طراحی مجموعهی بهارستان واقع در میدان بهارستان تهران، ساختمان کانون وکلای دادگستری مرکز، سرکنسولگری ایران در فرانکفورت و نیز طرح احیای مجموعهی کریمخان میتوان اشاره کرد. میرمیران آخرین نشان افتخارش را از دستان سیدمحمد خاتمی گرفته بود.
همین ماه گشتاسبی در میان کتابهای مستند جاودانه شد. منیژه گشتاسبی با تخلص بهاره، طراح و سرپرست کتابخانه سینمایی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بود و فروردین ماه امسال با تصادفی به کما رفت و در بیمارستان رسالت تهران درگذشت. او که یکی از بانوان شعر و ادب ایران بود، با آثاری ماندگار در نشریات و با کتابهایی چون "زنان همیشه" که گزیدهای از پنجاه سال شعر و ادب معاصر ایران است به همیشه پیوست. گشتاسبی در اعتلای پنجاه کتابخانهی سینمایی در شهرستانهای کشور همواره تلاش چشمگیری داشته است.
حسین کسبیان، هنرمند پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون هم در آستانه 73 سالگی بهخاطر بیماری نسبتا طولانیاش نیمهی اردیبهشتماه در گذشت. او فعالیتهای تئاتری و ادبی خود را از سال 1331 آغاز کرده بود و یک سال بعد از آن وارد هنرستان هنرپیشگی شد. سال 1337 با عنوان رییس دبیرخانهی موزهها و وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد و دو سال بعد که گروه تئاتر هنر ملی به سرپرستی عباس جوانمرد تاسیس شد جزو هیات مدیرهی آن گروه بود.
کسبیان اولین کار جدی خود را در سال 1332 با عنوان "پنجه" در دانشکده ادبیات اجرا کرد و پس از آن درنمایش «هیاهوی بسیار برای هیچ" به کارگردانی مصطفی اسکویی بهعنوان نقش اول بههمراه عزتالله انتظامی ایفای نقش کرد.
این هنرمند تا بعد از انقلاب اسلامی همچنان مدیر گروه هنر ملی بود و به فعالیتهای تئاتری خود ادامه میداد، اما در کنار آن در چند فیلم و سریال نیز حضور داشت. از جمله میتوان به اولین فیلم او با عنوان تجاوز در سال 1339 اشاره کرد. در سال 1347 نیز در سریال "سمک عیار" بازی و در سال 1344 گروه تئاتر "25 شهریور" را تاسیس کرد. عباس جوانمرد، عزتالله انتظامی، علی نصیریان و ... نیز عضو این گروه بودند و به همراه گروه دیگری که داوود رشیدی، محمدعلی جعفری، علی نصیریان و ... در آن حضور داشتند، هر کدام یک ماه برنامه اجرا میکردند. کسبیان تا سال 1360 به فعالیت تئاتریاش ادامه داد و تئاتر "الموت" آخرین بازیاش بود.
در همین روزهای دومین ماه بهار، کمای هشتماههی پوپک گلدره تمام شد. او که در پی سانحه تصادف رانندگی به اغما رفته بود، در سن 34 سالگی درگذشت. این بازیگر سینما و تلویزیون که در فیلمهایی چون موج مرده، دنیای شیرین دریا، سیندرلا، آخر بازی، مروارید سرخ به ایفای نقش پرداخته است، آخرین بازی نیمهکارشهاش در سریال نرگس در ذهن مردم ایران ماندگار شد.
با پایان فصل بهار حسین معتمدی، عکاس با سابقهی ورزشی شکار لحظه شد. او عکاس باسابقهی مجلهی دنیای ورزش و کارمند روزنامه اطلاعات بود که سرانجام پس از سالها دست و پنجه نرم کردن با بیماری MS و سرطان کبد، دارفانی را وداع گفت. او سالها شکارچی لحظهها بود و بسیاری از قهرمانان با عکاسهای او چهره شدند.
بیستوششم تیرماه نیز سودابه اسکویی به پدر و مادرهنرمندش پیوست. این هنرمند تئاتر که به بیماری سرطان استخوان مبتلا بود، در سن 56 سالگی و در حالی که خانواده او به ملاقاتش رفته بودند، درگذشت.
اسکویی از کودکی بازیگری تئاتر را آموخت و در نمایشهای بسیاری از جمله "خانه برنارد آلبا"، "در اعماق" و ... به ایفای نقش پرداخت. پس از آن، همکاری خود را با گروه تئاتر "پیاده" آغاز کرد و نمایشهای بسیاری را اجرا کرد. او بعدها به روسیه رفت و در آنجا دکترای تئاتر گرفت و پنج سال پیش به ایران بازگشت. اسکویی بعد از بازگشت به ایران، هرگز فرصتی برای اجرای نمایش پیدا نکرد و از حدود یک سال پیش دچار بیماری سرطان استخوان شد.
جعفر بزرگی، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، در سن 90 سالگی، پنجم مرداد دارفانی را وداع گفت.
بزرگی از قدیمیترین بازیگران تئاتر، سینما و تلویزیون ایران بود. این هنرمند، صدای دلنشینی هم داشت، از سال 1318 تا 1327 روزهای جمعه، نیم ساعت در رادیو خوانندگی میکرد که آهنگ معروف و به یادماندنی «مرغ سحر» یکی از آنهاست. او مجری تلویزیون هم بوده است. برنامه موفق و پربیننده، "سالمندان"، یکی از کارهای زیبای او بود. سگ کشی، شور عشق، درخت گلابی، سفر شبانه ماه و خورشید، خسوف، دیگه چه خبر، مدرسه پیرمردها، افسانه آه، بچههای طلاق، از جمله فیلمهایی بود که آن زندهیاد در آنها یازی کرد.
حمید رخشانی - تهیهکننده و کارگردان سینما 21 همین ماه در تهران، پرواز را بهخاطر سپرد. او متولد سال 1335 تهران، فرزند رضا رخشانی - بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینما - و فارغ التحصیل مدرسهی علوم بانکی ایران بود که فعالیت سینمایی خود را با فیلم کوتاه در سال 1354 و از سال 1364 ساخت فیلم بلند را آغاز کرد.
رخشانی ساخت فیلمهای "راه دوم"، "شب بیستونهم"، "پرواز را بهخاطر بسپار"، "اعادهی امنیت" و "مونس" را در کارنامهاش ثبت کرده است. او همچنین مدیر مجله "دیلماج" و موسسهی کارگاه آفرینشهای هنری "رخش" بود. با پایان تابستان هم بانوی تصویرگر نامی ایران به کودکیهایش پیوست.
ژانت میخاییلی، تصویرگر 71 سالهی کتاب کودک و نوجوان، به خاطر ابتلا به قانقاریا درگذشت. او بیش از 30 سال کتابهای کودک و نوجوان را تصویرگری کرد؛ او طراحی مجلات "رشد" از سالهای47 تا 74 و کتابهای درسی و پیکهای نوروزی را بهعهده داشته است.
"سه قدم دورتر از مادر"، "صد دانه یاقوت"، "زیباتر از بهار"، "صدای ساز میآید" و "جشن جوانهها" ازجمله کتابهایی بهشمار میروند که میخاییلی تصویرگری کرده است. وی همچنین بهعنوان تصویرگر منتخب دوسالانهی تصویرگری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شد و نامزد سالجاری جایزهی معتبر ادبی آسترید لیندگرن در سوئد بود. همین ماه، عباس سرمدی - نویسنده، شاعر و پژوهشگر هنرهای سنتی – در سن 67 سالگی و بر اثر سکته مغزی درگذشت.
او متولد سال 1318 گلپایگان است و از شاخصترین آثارش به "دانشنامهی بزرگ هنرمندان ایران و جهان اسلام" میتوان اشاره کرد. کتاب "رسام عربزاده؛ بدایعنگار فرش ایران" هم از دیگر نوشتههایش است.
وی چند مجموعهی شعر از جمله "شورستان" و "شعر اصفهان و گلپایگان"، چند نمایشنامه از جمله "غمنامهی فرود" و "تهمینه، نوشدارو پس از خنجر" را هم از خود برجای گذاشته است. سرمدی همچنین چند داستان شاهنامه را شامل "سیاوش"، "زال و رودابه" و "هنگامهی کوه هماوند" به نثر بازنویسی کرده که ازسوی انجمن خوشنویسان ایران بهچاپ رسیده است. پاییز سال 85 خبر درگذشت مدیر موزهی سینما اهالی این حرفه و هنر را در بهت فرو برد. مهندس مهدی سلیمی، مدیرعامل موزه سینما و قائم مقام معاونت اداری و مالی سازمان صدا و سیما، بر اثر ایست قلبی 26 مهرماه درگذشت.
سلیمی با بیش از 27 سال فعالیت در مدیریت فرهنگی کشور، در سابقهی مدیریتیاش بهعنوان قائم مقام مرکز آموزش فیلمسازی، قائم مقام معاونت امور سینمایی، عضو هیات امنا و از بنیانگذاران موسسهی سینما شهر، 19 دوره عضویت شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم فجر و مدیرعامل موسسه توسعه سیاحتی کیش، ثبت شده بود.
وی طی سالهای اخیر مدیرعامل موزه سینما و همچنین طی چند ماه گذشته بهعنوان قائم مقام معاونت اداری و مالی سازمان صدا و سیما مشغول بهکار بود. چهار روز بعد خبر درگذشت نرسی گرگیا، بازیگر سینما و تلویزیون ایران، در سن 68 سالگی بر اثر عارضه قلبی مخابره شد.
این بازیگر فقید در سال 1341 و بازی در فیلم "زمین تلخ" وارد سینما شد و با حضور در فیلمهایی همچون "ببر کوهستان"، "عشق هرگز"، "الماس 33" ،" کشتی نوح" و "شب فرشتگان" از بازیگران پرکار سینما در قبل انقلاب اسلامی محسوب میشود. وی در بعد از انقلاب با فیلم "تیغ و ابریشم" فعالیت خود را بار دیگر آغاز و تا فیلم اخیرش "آتش بس" بهطور مستمر در سینما حضور داشت. فیلمهای سینمایی "تشکیلات"، "سرب"، "اعاده امنیت"، "افعی"، "گریز"، "بندر مه آلود"، "تبعیدیها"،"گالان"، "چاوش"، "پرستار شب"، "هی جو"، "دندان مار"،"چاوش"، "آنها هیچکس را دوست ندارند"، "آشیانه مهر"، "پادرزهر"، "حامی"، "دشمن"، "گارد ویژه"، "گریز از مرگ"، "قانون" و "مجروح جنگی" از جمله فیلمهایی هستند که گرگیا در آنها، به ایفای نقش پرداخته است.
آخرین حضور زندهیاد "گرگیا" بازی در سریال "اگر عشق نبوده" است که تصویربرداریش چندی قبل به پایان رسید. دوم آبان سالی که گذشت با مرگ پرویز ملکزاده - فیلمبردار سینمای ایران - بهدلیل سرطان در یکی از بیمارستانهای تهران همراه بود. او متولد 1323 بود و کارش را در سینما با دستیاری فیلمبرداری در سال 1348 آغاز کرد. فیلمبرداری فیلمهای " دست شیطان "، "مرگ سفید"، "دخترک کنار مرداب "، "بهترین بابای دنیا" ، "راز خنجر و مستاجر" ، "من و شعر" و...از جمله کارهای او محسوب میشوند.
همین روزها بود که عکاس دیگری که در قاب تصویر جاودانه شد. صمد قاسمی - هنرمند عکاس پیشکسوت نیز آبان ماه امسال به علت سکتهی قلبی، در سن 71سالگی هفتم آبان در محل کارش - فتو پرس - درگذشت.
صمد قاسمی، که نامش در تاریخ عکاسی خبری، جنگ، فیلم و مستند اجتماعی ایران ماندگار است، متولد شهر میانه بود. او از 15 سالگی عکاسی را آغاز کرد. پس از کسب تجربه به عضویت کانون خبرنگاران عکاس ایران درآمد و طی دوران فعالیتش که قریب 50 سال است، با بسیاری از روزنامهها و نشریات همکاری کرد؛ عکاس مخصوص وزارت اقتصاد و دارایی بود؛ مدیریت عکاسیهای علمی، کالج، پرس و عضویت در انجمن بهار خاقانی از دیگر فعالیتهایش محسوب میشود.
با گذشت پنج روز، ترانههای بختیاری هم آسمانی شدند و بهمن علاءالدین معروف به مسعود بختیاری - خواننده و ترانهسرای ایرانی بر اثر سکته قلبی 12 آبان درگذشت. بختیاری مهرماه سال 1319 در لالی متولد شد و در سن 66 سالگی در بیمارستان کسری در کرج دار فانی را وداع گفت.
بختیاری دوران دبستان را در مدرسه " فردوسی" و دوران دبیرستان را در دبیرستان " امیرکبیر" مسجدسلیمان سپری کرد. علاءالدین پس از سالها خدمت در آموزش و پرورش و تدریس در مدرسههای باغ ملک و مدرسه راهنمایی "ماندانا" (شهید شجرات) اهواز در مهرماه سال 73 بازنشست شد و سال 79 از خوزستان به کرج نقل مکان کرد. او بر مقامهای موسیقی بختیاری و آوازهای بختیاری بهطور کامل مسلط بود و همه شعرها، تصنیفها و ملودیهای موجود در آثارش ساختهی خود اوست. آلبومهای "مالکنون"، "هیجار"،" تاراز"، "برافتو" و " آستاره" از آثار اوست.
و هشت روز بعد، ... عبدالعلی همایون، بازیگر قدیمی سینما بر اثر عارضه قلبی در سن 86 سالگی درگذشت. این بازیگر فقید از سال 1325 با فعالیت در تئاتر کار هنری خود را آغاز کرد و طی سالهای 1328 تا 1356 در حدود 25 فیلم ایفای نقش کرد. "واریته بهار"، "استوار و پاسبان" و "ستارخان" از جمله کارهای او بودند. وی که در خارج از کشور سکونت داشت و دو سال آخر عمر خود را در ایران سپری کرد.
از فرانسه خبر رسید که فرخ غفاری، کارگردان قدیمی سینمای ایران و پایهگذار فیلمخانه ملی ایران، 27 آذر ماه امسال درگذشته است. غفاری که در سال 1300 در تهران متولد شد، در نوجوانی برای تحصیل به اروپا رفت، ابتدا در بلژیک و سپس در فرانسه تحصیل کرد و اواخر دههی 1320 شمسی به ایران بازگشت. فرخ غفاری، فیلمهایی همچون "شب قوزی"، "جنوب شهر"، "افسانههای هزار و یک شب" را ساخت. او سالها معاون تلویزیون ملی ایران بوده است و گفته میشود که از جمله پایهگذاران سینمای روشنفکری ایران است.
اما نهم آذر ماه افسانهی بیات نواخته شد. بابک بیات آهنگساز بیش از یکصد فیلم سینمای ایران که در بخش آیسییو بیمارستان ایرانمهر بستری بود، درگذشت. این آهنگساز 60 ساله در سالهای اخیر کمتر کار موسیقی انجام داد، اما از کارهای ماندگار او میتوان به کشتی آنجلیکا، عروس، نقطه ضعف، اتوبوس، ولایت عشق، پهلوانان نمیمیرند، جهان پهلوان و افسانهی سلطان و شبان و... اشاره کرد.
همان روزها گفته میشد که بیات پس از درگذشت فرزند نوجوانش سلامتیاش را از دست داده بود.
خبر رسید خوابهای طلایی قدکچیان 17 آذر برآشفت. احمد قدکچیان - بازیگر سینما و تلویزیون، متولد 1299 در تهران بود که فعالیت خود را با تحصیل در هنرستان هنرپیشگی و بازی در نمایش "اسکندر و دارا" در سال 1321 آغاز کرد و بعد از آن در دیگر نمایشها، چون "اتللوو"، "دختر گل فروش"، "سقوط کابینه" و نمایشهای دیگر نقشآفرینی کرد و 23 نمایش را در کارنامه هنریاش ثبت کرد.
قدکچیان از سال 1330 بازی در فیلمهای سینمایی را با "خوابهای طلایی" آغاز کرد و بعد از آن در بیش از 117 فیلم سینمایی به ایفا نقش پرداخت که میتوان از "گرداب"، "گناهکار"، "خواب و خیال"، "مردی که رنج میبرد"، "نردبان ترقی"، "بچه ننه"، "دوستان یک رنگ"، "دیوانهوار"، "راه و بیراه"، "ارثیه"، "بگذار زندگی کنم"، "خط قرمز"، "جدال"، "حسرت" و "بیتو تنهایم" بازی کرد. همچنین در مجموعههای تلویزیونی "این خانه دور است"، "امام علی (ع)"، "گلهای کاغذی"، "تنها در تاریکی" و چندین مجموعهی دیگر ایفای نقش کرد.
اما خالق ترنم عاشقانهی آهن، آخرینبار آثارش را به گالری خاک برد و چند روز بعد درگذشت. ایرج زند - هنرمند نقاش و مجسمهساز - که از ششم آذرماه در بخش طبی بیمارستان پارس (تهران) بستری بود، صبح 23 آذرماه امسال و در سن 54 سالگی دار فانی را وداع گفت. ایرج کریمخان زند ـ نقاش و مجسمهساز ـ شاگرد مستقیم محسن وزیریمقدم ـ قدیمیترین مدرنیسم ایرانی ـ در دورههای هنرستان و دانشگاه تهران بود. او سپس برای ادامهی تحصیل به دانشکدهی هنرهای زیبای پاریس رفت.
روی برگهای آخرین دستوشتههایش آمده بود "... نه، میدانم همهاش بهانه است، او جان مرا میخواهد؛ عشق و شفقت هم بهانه است، او حضور مرا میخواهد؛ حضور کامل مرا میخواهد. صدای آب رودخانه، سبزی درختان، لطف بهار هم بهانه است؛ او حضور مداوم مرا میخواهد؛ ترانه و تصویر همهاش بهانه است، تا جان مرا تا قطره آخر بمکد و بیخویشی در رگهایم جاری کند."
آخرین روز آخرین ماه پاییز اما بیرحمانه همچنان برگهایی را از درخت هنر ایران جدا میکرد. ناصر عبداللهی، خواننده و آهنگساز 29 آذر ماه در سن 37 سالگی به دیار باقی شتافت. او به دلیل از کار افتادن کلیه در بیمارستان بستری شد؛ به کما رفت و بعد از چند روز به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس منتقل و در بخش ICU این بیمارستان بستری شد و با انتقال به تهران درگذشت.
عبداللهی اهل بندرعباس بود و تحصیلاتش را هم در همین شهر گذراند و فعالیتهای هنری خود را از سالهای نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و امو تربیتی استان هرمزگان آغاز کرد.
برادر بزرگش - محمدطیب عبداللهی، رضا روضه خوان و احمد تهدی از جمله استادان او بودند. او سال 1375 از بندر عباس به تهران آمد و با خوانندن ترانهای به نام "ناصریا" به شهرت مردم دست یافت. آلبومهای "عشق است "، "دوستت دارم "، "غزلک" و "بوی شرجی" از او به یادگار مانده است. او همچنین ترانههایی را درباره ائمهی اطهار (ع) اجرا کرده که از معروفترین آنها میتوان به "یا فاطمه بنت نبی" اشاره کرد.
زمستان 85 اما با در خاک کشیدن هفت دهه قلمزنی ایران همراه شد. استاد حسن خواجه شیرانی، قلمزن نامی ایران، 79 سال پیش در محله مسجد جامع اصفهان چشم به جهان گشود و در اوج ناباوری بهدلیل عوارض ناشی از سکتهی مغزی 11 دیماه در تهران درگذشت. این استاد اصفهانی که شاهکارهای دست او بر در و ضریح حرم مطهر امیرالمومنین (ع)، امام حسین(ع)، حضرت عباس (ع) و امام موسی کاظم (ع)، ماندگار شده است، بیش از 30 سال پیش راهی عراق شد و با اقامتی چند ماهه ضریح و حرم ائمه در کربلا، سامرا و نجف اشرف را قلمزنی کرد. شیرانی 70 سال آثار شاخصی را در سبکهای مختلف قلمزنی از سلجوقی، اسلیمی، خطایی تا گلومرغ و شاهعباسی و قجری، بر سینه فلز حک کرده است. آثارش در موزههای مختلف تهران و اصفهان و اسپانیا و فرانسه، مالزی نگهداری میشوند.
ده روز بعد، آخرین بازماندهی نقاشی قهوهخانهای بر دیوار حک شد. حسن اسماعیلزاده معروف به استاد چلیپا، یکی از آخرین بازماندگان نسل هنرمند نقاشی قهوهخانهیی ایران، 21 بهمن ماه امسال و در سن 82 سالگی ، بهخاطر عوارض ناشی از کهولت سن در تهران درگذشت.
استاد حسن اسماعیلزاده - چلیپا -، در سال 1303 در شهر زنجان متولد شد و در هفت سالگی مادرش او را به شاگردی به استاد محمد مدبر سپرد. او تابلوهای بسیاری در زمینهی حماسههای مذهبی، ملی و موضوعهای رزمی و بزمی کشیده است. در آثار اسماعیلزاده، رنگهای تلخ و تیره مانند قهوهیی بیش از رنگهای دیگر بهچشم میخورند.
وی مدتها بود بهخاطر ضعف بینایی در خانهاش طراحی میکرد و تا پایان حیاتش، برپایى نمایشگاههاى متعدد انفرادى و شرکت در چند نمایشگاه جمعى داخلى و خارجى از جمله نمایشگاههایى در خانهی آفتاب، موزهی هنرهاى معاصر تهران، نگارخانهی سعدآباد، فرهنگسراى ارسباران، خانهی هنرهاى ایرانى، موزهی نقاشى پشت شیشه، فرهنگسراى نیاوران، مجموعهی فرهنگى هنرى صبا، فرهنگسراى بهمن، فرهنگسراى خاوران و یک نمایشگاه جمعى در آلمان را در کارنامهی کاریاش ثبت کرد.
بهمنماه اما پرویز یاحقی، نوازندهی پیشکسوت ویولن را در سن 79 سالگی با خود برد. این هنرمند عرصه موسیقی، قطعات زیبای ویولن را در آهنگهای گلها بهجای گذاشته است. پرویز یاحقی در طول 60 سال حیات هنریاش در احیای هنر موسیقی اصیل و سنتی ایران و زندهکردن گوشههای غنی دستگاههای آن و نمایاندن نقش ویولن در ساز سلو و تکنوازی، سبکی ابتکاری و بدیع داشته و سهم چشمگیری را از این سبک بهخود اختصاص داده است.
از شاهکارهای این هنرمند خلاق، ساختن و اجرای چهار مضرابهای مختلف در قطعات موسیقی ایران است و چیرهدستی او در هنر آهنگسازی و تنظیم ارکستر برای آهنگهای ایرانی که در طول بیش از 25 سال اخیر، موثرترین و شیواترین ترانهها و قطعات آهنگین را از خود به یادگار گذاشته است.
"پرویز صدیقی پارسی" معروف به پرویز یاحقی در سال 1315 شمسی در تهران خیابان صفیعلیشاه تولد یافت و پدرش از مردان تحصیلکرده زمان خود بود. او که در دوران کودکی نزد داییاش زندگی میکرد، هنرمندی خود را مدیون استاد حسین یاحقی است. پرویز یاحقی از اوان کودکی و نوجوانی با اساتید موسیقی چون ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، علیاکبر شهنازی وغیره آشنا شد و به مدت دو سال نزد استاد صبا به فراگیری ردیفها اشتغال یافت. او بهعنوان نوازنده خردسال در برنامههای رادیو، قطعاتی را اجرا کرد و تا 18 سالگی همکاریش با رادیو ادامه داشت.
محمد بهارلو، نوازندهی پیشکسوت ویلن هم بهمن ماه امسال بر اثر عارضه قلبی درگذشت. مرگ زودهنگام خالق رازها، نشانهها و استعارهها هم جامعهی هنرهای تجسمی و اهالی ادبیات را اندوهگین کرد.
علیرضا اسپهبد، هنرمند نقاش و گرافیست معاصر، صبح یکی از روزهای اسفندماه با ایست قلبی در تهران درگذشت. دلتنگی، انزوا و چیرهدستی این هنرمند نقاش معاصر طی سالهای اخیر او را مجبور کرد که هنوز پنجمین دههی زندگیاش را بهنیمه نرسانده با ایست قلبی به آن بدرود بگوید.
در انبوه مخابرهی اخبار پایان سال، خبر آوردند که رسول ملاقلیپور پنجشنبه 15 اسفند که برای نوشتن آخرین فیلمنامهاش - عصر روز دهم در شمال کشور بهسر میبرد، بهدلیل عارضهی قلبی درگذشت. مرگ او جامعهی سینمایی و فرهنگی کشور را با بهت و حیرت مرگ روبرو کرد.
کارگردان میم مثل مادر، متولد 1334 بود و آخرین ساختهی وی با نام "میم مثل مادر" از فیلمهای مطرح اکران شده بود. فیلمهای کوتاه او "شاه کوچک"، "فتحالمبین" و "سقای تشنه لب" است. "پرواز در شب"، "بلمی بهسوی ساحل"، "افق"، "سفر به چزابه"، "تا آخرین نفس"، "کمکم کن"، "قارچ سمی"، "مزرعه پدری"، "هیوا"، "میم مثل مادر"، "نسل سوخته" از جمله آثار بلند سینمایی اوست.
سال به پایان نرسیده که همین روزهای آخر هم خبر رسید که خسرو شایگان، پیشکسوت 74 سالهی دوبلهی ایران 20 اسفند ماه درگذشت. او مدت ها در بستر بیماری سرطان بهسر میبرد. وی کارشناس رشته ادبیات فارسی بود اما کار حرفهیی دوبله را از سال 1336 آغاز کرده بود. بازی در تئاتر از 1334، بازی در سینما 1347( گناه مادر) از فعالیتهای دیگر وی بوده است. فیلمهای بیلیاردباز، کازابلانکا، بدنام، هفت دلاور، قصر یخ، سریال گرگها، سالهای دور از خانه، مدیر دوبلاژ سری فیلمهای دی دی و یک قتل کوچک در کارنامهی دوبلههای او ثبت شدند.
این سال گذشت، اما بهگفتهی بزرگی " ... دنیا یک آزمایشگاه بزرگ است، در آزمایشگاه باید بیشتر فکر کرد، نه تماشا."
منبع: ایسنا
| +| نوشته شده توسط سحر در Fri 23 Mar 2007 و ساعت 17:33 |
|
درباره وبلاگ
وبلاگی در مورد سینمای ایران
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
خانگي سازی
ذخيره كردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
نوشته های پیشین
آمار وبلاگ
RSS
پيوندها
|